
یک گره در پای من از عشق تو
یک گره بر قلب من از هجر تو
این گره ها را تو بخشیدی به من
تو مرا انداختی در این گره
باید از دولتسرای عشق تو
واکنم این بندهای پرگره
یا بپرسم از تو ای گم گشته ام
هیچ می دانی که ماندم در گره
کاش کور می شد دوچشمم آن دمی
که نگاهت روی آن می خورد گره


ن : maryamgoli292

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید